ارسال شده در 8 شهریور 1396 توسط مژگان عامري در داستان
روزی شيخ ابوالحسن خرقانی نماز مي خواند؛ آوازی شنيد: که ای ابوالحسن، خواهی که آنچه از تو می دانم با خلق بگويم تا سنگسارت کنند؟ شيخ گفت: بار خدايا! خواهی آنچه را که از “رحمت” تو میدانم و از “بخشایش” تو میبينم با خلق بگويم… بیشتر »
ارسال شده در 8 شهریور 1396 توسط مژگان عامري در داستان
روزی بهلول در قبرستان بغداد کله های مرده ها را تکان می داد ، گاهی پر از خاک می کرد و سپس خالی می نمود شخصی از او پرسید : بهلول! با این ‘ سر های مردگان ‘ چه می کنی ؟ گفت : می خواهم ثروتمندان را از فقیران و حاکمین را از زیر… بیشتر »
ارسال شده در 8 شهریور 1396 توسط مژگان عامري در داستان
#تلنگر ??درویشی تنگدست به در خانه توانگری رفت و گفت: شنیده ام مالی در راه خدا نذر کرده ای که به درویشان دهی، من نیز درویشم?? ? خواجه گفت: من نذر کوران کرده ام تو کور نیستی. پس درویش تاملی کرد وگفت: ای خواجه کور حقیقی منم که درگاه خدای کریم را گذاشته به… بیشتر »
دنبال شاخص ونابغه بودن کودک نباشید کودک شاخص از ارتباطات اجتماعیش محروم میشود درمدارس خارج اگر بفهمند کودکی تیزهوش است کاری می کنند که هیچکس متوجه نشود،تا ارتباطش با بقیه محدود نشود بیشتر »