ارسال شده در 26 شهریور 1396 توسط مژگان عامري در داستان
?داستانی زیبا و قابل تأمل! ✳️اومد پیشم حالش خیلی عجیب بود فهمیدم با بقیه فرق میکنه. گفت:حاج آقا یه سوال دارم که خیلی جوابش برام مهمه. ?گفتم :چشم اگه جوابشو بدونم خوشحال میشم بتونم کمکتون کنم. گفت: من رفتنی ام! گفتم: یعنی چی؟ گفت:… بیشتر »
کودکی که پدر یا مادرش را به دلیل مرگ یا طلاق یا ترک از دست میدهد به دلیل نظام قیاسی که در ذهنش دارد مطمئن است که دیگری را هم از دست میدهد.نظام ذهنی بچه ها اینچنین است که از یک حادثه، قانون کلی میسازند و تعمیم Over Generalize)) میدهند ? از نظر… بیشتر »
ارسال شده در 26 شهریور 1396 توسط مژگان عامري در داستان
? توکل ? آقایی میگفت مرحوم آخوند ملأ فتحعلی هر شب در سامرا یکی دو نفر را به شام دعوت میکرد. یک وقت بعد از نماز مغرب و عشا به من گفت: شما هم بیایید. با ایشان به منزل رفتیم. آن مرحوم از خانواده سؤال کردند: نان گرفتهاید؟ گفتند: خیر. ? در سامرا هم قریب… بیشتر »